عبد الله قطب بن محيى
390
مكاتيب عبد الله قطب بن محيى
ندارد و در آن جانب نيز از اين باب حكايتى چند واقع است كه چون معلوم مىكنيم موجب ملال اينجانب است ، « الحمد للّه على كلّ حال » مع ذلك . نيم ملول كه كارم نكو نشد بد شد * شود شود نشود گو مشو چه خواهد شد سر ارادت ما و آستان حضرت دوست * كه هرچه بر سر ما مىرود ارادهء او است قصّهاى عجب واقع است ، آهسته مىگويم تا بلا نشنود كه جاى خود خوش كند ، آدمى بىبلا پخته نمىشود : پوست از دارو بلاكش مىشود * چون اديم طايفى خوش مىشود گرنه تلخ و تيز ماليدى در او * گنده ماندى گنده و مردار بو « اشدّ الناس بلاء الانبياء ثمّ الامثل فالامثل » از اين جهت است ، اى برادر صبر بر فقر سخت است ، اما صبر بر غنا هزار بار از آن سختتر است ، فقير صابر آسانتر برآيد كه غنّى شاكر كَلَّا إِنَّ الْإِنْسانَ لَيَطْغى أَنْ رَآهُ اسْتَغْنى « 1 » به هر حال به اختيار خداى عزّ و جلّ خرسند مىبايد بود كه آنچه خداى به ما خواهد اولى است به ما از آنچه ما به خود خواهيم و تا ديدى اين زندگانى سر آمد و از همهء اين غم و غصه رستگار شديم . اگر چه جمله در اندوه و درديم * يقين دانم كه آخر شاد گرديم پايدار ، كه دل به خدا بد نكنى و زير شكنجه خداى صبر كن كه إِنَّ مَعَ الْعُسْرِ يُسْراً « 2 » اى برادر ! عجبتر آنكه در عين اين آلام چون ياد خداى عزّ و جلّ كنيم همه آلام بالذّات گردد فَأُوْلئِكَ يُبَدِّلُ اللَّهُ سَيِّئاتِهِمْ حَسَناتٍ « 3 » كيمياگرى عجب كند ، حسين منصور از اينجا گفته : « و كلّ مآربي قد نلت منها * سوى ملذوذ وجدى فى العذاب » اين هست اما ما را با دليرى چه كار ؟ عافيت خداى را خواهانيم ، رسول ما صلّى اللّه
--> ( 1 ) . سوره علق ، آيههاى 6 و 7 « حقا كه انسان سركشى مىكند ، همين كه خود را بىنياز پندارد » . ( 2 ) . سوره شرح ، آيه 6 « پس [ بدان كه ] با دشوارى آسانى است » . ( 3 ) . سوره فرقان ، آيه 70 « پس خداوند بدىهايشان را به نيكىها تبديل مىكند » .